تبليغاتX
ظریف
شعر و جسارت در شريان سخن شريعتي

«بابا، مامان، من با تو خيلي فرق دارم. خدايي كه تو و كساني كه مثل تو مي‌انديشند و مي‌سازند، خدايي است كه مسئوليت‌هاي تو را، اراده تو را، و همه وظيفه‌هاي انساني تو را در اين دنيا و در جامعه و در برابر مردم تكفل مي‌كند. و تو با چاپلوسي و نذر و نياز به آن خدا، خودت را از عواقب هر جرمي و جنايتي معاف مي‌بيني! درست مثل زندگي اجتماعي‌ات است كه هر وقت كارت گير مي‌كند، حقه بازي مي‌كني. يك قانون مالياتي وضع مي‌شود، يك حكم قضايي و حقوقي از دادگستري برايت مي‌آيد، اين را مي‌بيني، آنرا مي‌پزي، تملق مي‌گويي، تلفن مي‌كني، رشوه مي‌دهي، پول و پارتي فراهم مي‌كني، واسطه مي‌تراشي!

«در دينت هم همين كارها را مي‌كني»!...

هيچ قانوني تو را از پليدي و جنايت و حق‌كشي و مال مردم‌خوري و خيانت و قانون‌شكني باز نمي‌دارد. هم‌چنين با توسل و شفاعت و جلب محبت و نظر يكي از مقربان و حاشيه‌نشينان سلطان كائنات دينت هم! تو را در دنيا از خطا و گناهي كه خودت هم به آن معتقدي و مي‌داني كه دينت هم تو را از آن‌ها برحذر مي‌كند باز نمي‌دارد.»

برگرفته از كتاب پدر مادر ما متهميم...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 10:16 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 13:31 |
+ نوشته شده توسط hooman zarif در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 9:17 |

يكي مي گويد يك يا حسين  تا مير حسين، يكي مي گويد يا ابوالفضل تا احمدي نژاد، ديگري دولت سايه را مي گويد ومهندس بازرگان را يادمان مي آورد و آن ديگر كف مي كند وديگران كف مي زنند.

اما ايران ،بستر اقيانوس اين امواج است.موج كف آلود همه انتخابات مي گذرد وايران درخشان مي ماند.

گفتگوي من را پذيرا باشيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 10:29 |
پيوند مجسمه سازي با موسيقي

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 8:29 |
مقايسه دو ترجمه موجود از رمان «دُن آرام»
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 19:45 |

از راست:استاد محمد منتشري واستاد عبدالوهاب شهيدي


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 9:43 |


«قاعده پنجاه تا بيشتر وعده نگيرين. راضي نيستم، شب كه از سر خاك برمي‌گردين يه شام بدين، والسلام، خرج و مخارج شب هفتم رو بدين خونه سالمندان خلعتمم كه عزيز از كربلا آورده. سفارشم فقط واسه قبره، اون ته‌مه‌ها نباشه. لب جوب، زير سايه درخت. سر شام گريه نكنين، غذا رو به مردم زهر نكنين. استكان نعلبكي به قدر كفايت داريم. راه نيفتين دوره درو همسايه‌ پي ظرف و ظروف. آبروداري كنين بچه‌ها، نه با اسراف. سفره از صفاي ميزبان خرم مي‌شه نه از مرصع‌پلو. حرمت زنيّت مادرتون رو حفظ‌كنين. مي‌مونه يه حلوا، هديه صاحبان عزا به اهل قبور. اين تنها شيريني ضيافت مرگ، عطر و طعمش دعاست. روغن خوب هم توي خونه داريم، زعفرونم هست، اما چربي و شيريني ملاك نيست، اين حرمتيه كه زنده‌ها به مرده‌هاشون ميذارن، اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوا... است. فقط دلواپس آردم، مي‌ترسم مونده باشه...»(1)(2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 8:36 |
Austrian-born German actress Romy Schneider and Swiss director and actor Sacha Pitoeff in the play "The Seagull", by Russian writer Anton Chekhov

+ نوشته شده توسط hooman zarif در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 8:43 |

جشنواره فيلم كن (Cannes)، در سال 1946 پايه‌گذاري شد.جشنواره‌اي كه از قديمي‌ترين رويدادهاي رقابتي سينما به شمار مي‌آيد. هر سال هنرمندان كشورهاي مختلف به بهانه اين جشن فرهنگي در شهر «كن» در جنوب كشور فرانسه گردهم مي‌آيند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 8:27 |