تبليغاتX
ظریف

استاد اسماعيل مهرتاش در 25 ارديبهشت 1359 درگذشت. سه سال شاگردان او در سالگرد درگذشتش بر مزار او گرد مي‌آيند و ياد او را گرامي مي‌دارند. محمد منتشري نيز يكي از شاگردان اوست كه هم تئاتر و هم موسيقي جامعه باربد را درك كرده است.

محمد منتشري همچون پدرش ابراهيم منتشري آواز مي‌خواند و اين روزها در كنار تدريس آواز، بنا دارد رديف آوازي استاد مهرتاش را با صداي خود در دسترس علاقه‌مندان و هنرجويان قرار دهد. در اين گفتگو پذيراي پيمان خازني،‌آهنگساز و نوازنده تار به عنوان كارشناس بوديم تا اغتنام اين گفتگو پاسداري شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 9:3 |

        چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

·     چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

·         چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت  می گذره!

·     چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

·     چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

·         چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !

·     چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

·         چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

·     چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور
می کنیم!

·     چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

·     چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

·         خنده داره اینطور نیست؟                   

·         دارید می خندید ؟

·         دارید فکر می کنید؟

·         این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.

·     آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی ها را از لیست خود پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

·         این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 9:19 |

 

هومن ظریف:جناب شكيبا، آيا طنز گل‌آقا ماندگار است؟

ج – قطعا ماندگار است. ببينيد (البته تلفن ما تصويري نبود) اگر سال‌نامه گل‌آقا را ورق زده باشيد، ابوالفضل زرويي نصرآباد سال‌ها پيش مقاله‌اي نوشته بود... بگذاريد اينگونه بگويم كه، در يادنامه گل‌آقا در دفتر طنز حوزه هنري، مقاله‌اي موجود است كه گويا قبلاً در سالنامه گل‌آقا تحت عنوان «سبك‌شناسي دو كلمه حرف حساب» چاپ شده بود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:54 |

 

نظر هيچكاك درباره والت ديسني هم نشانگر حسرت او بر سينماي انيميشن (پويانمايي) است: «ديسني بهترين گروه بازيگران را داشت. هر بازيگري كه بدردش نمي‌خورد را به راحتي پاره مي‌كرد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:52 |

قرار بود در « بوی کافور عطر یاس » بازی کنم

هومن ظریف:نقاشی های آیدین آغداشلوی 18 ساله به کتاب های درسی راه پیدا کرد. یک اتفاق جالب و فرصت مغتنمی بود که راه را برای اوهموارکرد. این نقاشی ها درآمدی برای او به ارمغان آوردواولین سفری که به خارج ازایران رفت، درنتیجه این پس اندازبود. سفری به خارج درظاهر ولی کنکاشی درموزه ها و آثارهنری و به معنای بهتر، پرورش روح و سیرانفس بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:36 |

گفتگو با «همايون نصيري»؛ نوازندة سازهاي كوبه‌اي و ريتميك

گروه داركوب و دغدغه تجربه

 

 

 

 

گروه موسيقي داركوب به دنبال ساخت و اجراي آثاري است كه بتواند در امتداد ايجاد لحظات فرح‌بخش، نوعي تجربه‌اندوزي نيز به حساب بيايد.

 با همايون نصيري، نوازنده سازهاي كوبه‌اي و ريتميك، به عنوان سرپرست گروه موسيقي داركوب درباره دغدغه‌هاي اين گروه صحبت كرديم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:56 |
مجموعه داستان «عابر پياده» ترجمه محسن سليماني است كه دربرگيرنده 10 داستان كوتاه از داستان‌‌نويسان جهان است.

در يادداشت مترجم، محسن سليماني براي اين كتاب كه 112 صفحه حجم دارد، مانيفستي ارائه كرده كه در اين فرصت، چند پيام و حكم اساسي را صادر كرده است. او در اين يادداشت آورده است: «در كشور خودمان، اغلب اين معرفي‌نامه‌ها، كه به نويسندگان غربي اختصاص داشته، تقريباً نوعي مجيزگويي بوده يا اينكه مترجم مي‌خواسته حجم كتابش را بيشتر كند. خوانندگان هم، البته، نمي‌فهميدند كه چرا بايد بدانند فلان نويسنده غربي در بهمان سال به دنيا آمده و والدينش چه كساني بوده‌‌اند يا اينكه در كودكي در كدام مدرسه تحصيل كرده و از چه چيزهايي خوشش مي‌آمده است... تاكنون جز اتلاف وقت چه چيزي عايد خوانندگان شده است؟»

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:45 |

 

هرچند ميل نداشتم درباره فيلمي از تهمينه ميلاني، چيزي را مكتوب كنم، به همان دليلي كه آنچه شفاهاً گفته مي‌شود باد و هوا است، اما جريان اكران آخرين فيلم اين بانوي فيلمساز، خاطره‌اي را در ذهنم تلنگر زد. خاطره‌اي كه متعلق سال‌ها پيش است و مدام ذهن نگارنده را آزار مي‌داد. بر آن شدم كه باز هم درباره فيلم سوپراستار – اثر اخير ايشان – سخني نگويم، چرا كه حرف‌هاي نسيه و پيام‌هاي فيلم آن‌چنان دور از شأن و منزلت فضاي سينماي ايران است كه بايد چندين و چند سال، به حيات سينماي ايران فرجه داد تا مگر روزگاري پيش بيايد كه چنين اتفاق علمي – تخيلي، به منصه ظهور برسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:53 |

 

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:32 |