درباره كتاب خاطرات زهرا حسيني

هومن ظريف
اگر چه كتاب دابراي دلالت كردن نام خود در چند پاراگراف محدوداشاره اي گذرا كرده است اما ذر آخرين پاراگراف هاي خود اورده است كه :(دا يادگار زندگي ما است يادگار درختي
كه هنوز سايه اش خنكاي وجودش وسرسبزي اش را از ما دريغ نكرده است ) اما اين كتاب در واقع روايت زندگي پر التهاب دختري هفده ساله اي است كه در مواجهه با هجوم ارتش حزب بعث بهره گيري از تعالي روح خانوادگي خويش حاضر به ترك خرمشهر نشد.دا نامي است كه خانواده دختر مادر خود (شاه پسند) رابا آن صدا مي زنند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
زوجي كه قصد اخاذي و ربودن مهران مديري را داشتند توسط مأموران پليس شناسايي و دستگير شدند. خير، اين خبر آقاي مهران مديري نيست؛ اگرچه در متن اين خبر كه هيچگاه از يك خبرگزاري رسمي تأييد يا تكذيب نشد، آمده است: «مهران مديري اين موضوع را با پليس در ميان گذاشته و مأموران ناجا نيز با تحقيقات پليسي و گذاشتن قرار صوري اقدام به دستگيري اين افراد كردند.»
ادامه مطلب
۱۰بز و۲۰خرو۳۰اسب و۴۰ شتر و۵۰ و۶۰ بگير وببند!
دايي جان مي گفت :يعني انسان تا ۱۰ سالگي مثل بزه وتا ۲۰ ساگي مثل خر شهوت راني ميكننن وتا ۳۰ سالگي هوش به خرج مي دن(مثل من)وتا ۴۰ سالگي صبوري پيشه مي كنن واز ۵۰ تا ۶۰ به بعد در گير ودار بستن ورفتن هستن !(از دنيا وما فيها)
درضمن خبر مرگ اردلان هاشم زاده صراف ديروز بدجوري پكرم كرد.ياد دوچرخه سواري هامون.شام به شيوه مسيح خوردنامون (سركه ونان خشك وزيتون) وزبان هاي آلماني وفرانسه وانگليسي خوندن هامون وsong شنيدن هامون ...بخير...بخير روحش شاد.تو آمل از دنيا در رفت.


