تبليغاتX
ظریف
در دنيا واقعيت‌هاي زيادي است كه كمتر مبتني بر حقيقت هستند. اما تنها واقعيتي كه به

صورت غيرقابل انكار با حقيقت خويش هم پوشاني دارد، حادثه مرگ است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 10:40 |

هوس -خوب بگو ببينم چرا با عشق ميونه اي نداري؟

عشق- كي من؟

هوس  -آره توي بو گندو...

تيك تاك تيك تاك...تاك تاك تاك تاكي كه اشك او را ميگساران مي خورند.

هوس  -زود باش وقت زندگيت داره تموم ميشه بگو ببنيم چرا با عشق ميونه اي نداري؟

عشق  اين اتهام بزرگيه...

هوس  -خوب تو محكوم هستي به بدترين مرگ ممكن...

 واينگونه عشق ثابت شد....

+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 9:0 |

سی امین سال انقلاب اسلامی است ودم دمای روز والنتاین و«سپندارمذگان» است.

یادش بخیر یا شر اواخر دهه ۶۰ بود ومن که مشهد زندگی می کردم یه شب خواب دختری را دیدم که فرداش تمام ماجرا رو نوشتم و سر کلاس برای بچه هاخوندم.در بیداری دنبال دختر خانومی بودم که توی خوابم آمده بود.سرصبح به دبیرستان می رفتم ودخترکی هم با اتوبوس خطی ما(خط۴۵)به مرکز شهر می رفت.گویا او هم دبیرستانی بود.آره خودشه!این کلام  آن زمان من بود وعشقبازی من تنها این بود که زل بزنم به  قامت وگهگاه چشمان این دختر خانوم. ودر اتوبوس وقتی او نشسته کنارش بایستم وبه بهانه کتاب خواندن زاغ سیاشو دیدکی بزنم.اما روزدوم اعلام شد که دیگه اتوبوس نباید مختلط باشد وبعله طبق معمول به ما که رسید آسمو ن کپید!

دخترک ته اتوبوس می نشست ومنم هی خودخوری می کردم.بلاخره رفتم و  دنبالش کردم وخونشون

 رو یاد گرفتم.یه روز آماده کتک خوردن شدم وزنگ در خونه روز زدم.یکی از بچه محل ها دم در اومد.گفتم جریان رو(واقعا شهامت به خرج دادم)گفت :داییشم.گفتم: وایسا این بنده خداها که الان ازخونتون آمدن بیرون رو کمک کنم.آخه ماشینشون احتیاج به هل داشت.خندید.تلخ خندید.برگشتم واون خندشو قورت دادو گفت:خوب...میدونی اون ماشینی که هلش دادی کی بود؟گفتم :نه؟!!!گفت :نامزدش.

رفتم ودوست می داشتم حداقل یه اتفاقی می افتاد وکتکی می خوردم.ولی همه چیزآروم بود ومن ناآروم.

مضحکه...الان بچه های امروز رو که می بینم.گیج می شم.خیلی ....

 

+ نوشته شده توسط hooman zarif در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت 18:12 |
درباره مقايسه دو فيلم ماجرااثر آنتونيوني ودرباره الي اثر فرهادي....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 13:58 |

 

 http://s5.tinypic.com/20krubc.jpg

از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود ...

 

 

... و بازيگري چون به مثابه به آب و آتش زدن است پس مي‌تواند مصداق مصرع فوق هم قرار گيرد، چرا كه جز وحشت و سرگشتگي۱، چيزي براي شخص بازيگر به ارمغان نمي‌آورد! حال شايد بپرسيد مگر نگارنده‌ي اين سطور بازيگر است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 10:14 |
 

 

توضيح:اين يادداشت در روز نخست جشنواره بيست وهفتم فيلم فجردر روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت 14:30 |

اميد حاجيلي پيش از اينكه  خواننده باشد موزيسين چيره‌دستي است كه آكادميك موسيقي را تا مقطع فوق‌ليسانس دنبال كرده است. سهم تجربه و نوازندگي او در گروه‌هاي موسيقي خوانندگاني چون؛ ناصر عبداللهي، رضا صادقي  و... شايد وزنه‌اي وزين در عرصه پاپ باشد ولي اتفاقي عجيب و كم‌نظير در فعاليت‌هاي موسيقايي، از او هنرمندي قابل تامل ساخته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 16:17 |

داشتم اگر ياراي سراييدن دروغ

 شيرين مي شد مردمك چشمان تو

ناز مي خراميدي دربسترم


 نالش ها طنين انگيز مي شد در تاروپود


ماه در درازناي بستر نرم روياها ...آه! بتاب...


كاش دروغ را مي سرودم!من دروغ


كاش دروغ را مي سراييدم.من دروغ...

+ نوشته شده توسط hooman zarif در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت 14:41 |

 


از ساخت فيلم «Heat» با هنرنمايي دو ستاره‌ي هاليوودي، «رابرت دنيرو و آل پاچينو»، 13 سال مي‌گذرد. صرف‌نظر از نام اين فيلم كه حاوي رگه‌هاي فلسفي، اجتماعي و پليسي است و تبديل به موضوعي جنجالي در بين فيلم‌شناسان شده بود، بايد اذعان كرد كه اين مسايل نتوانست فيلم را در غبار زمان مدفون كند.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hooman zarif در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت 13:20 |

فیلم سرکار خانوم تهمینه میلانی-سوپر استار- رو در جشنواره ندیدید عیبی نداره

مثل هر فیلم چرند دیگه ای حتما اکران خواهد شد.

فیلم وقتی همه خوابیم رو ندید عیبی نداره این فیلم هم که در کل گله گذاری  از نابسامانی های سینمای امروز ایران است بازهم اکران عمومی خواهد شد که به عمل ثابت کند به بهرام بیضایی عزیز که این آب گل آلود اگه حسنی برای کسی نداشته برای اون سوژه خوبی به ارمغان آورده!

کدوم پزشکی دعا میکنه که خداوند همه مرضای عالم رو شفا بده؟!

اما از همه اینا که بگذریم درمتن فیلم جناب بیضایی به صورتی اتفاقی شاهنامه ای در دست کودکی دیده می شود.

آقای  بیضایی !به جای پرداختن به حواشی سینما لطف کنید از لحن حماسی خود برای بیان اساطیر ایرانی بهره ببرید لطفا .بجای این که چاقو کشان فیلم های شما همانند سعدی شیرین سخن نثر مسجع حرف بزنند این ادبیات خود را بجا بکار ببرید .

استاد گرامی که می دانم چه می کنید ونمی توانم بگویم .به خود بیایید.بس است خزعبلات!

امیدوارم متنم به این تصویر بیاید!

+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 16:25 |
 http://i44.tinypic.com/2ef0v3o.jpg

اکبر گلپایگانی خبر داد که در حال مطالعه  ردیف آوازی موسوم به فراز ونشیب است که حسن گلپایگانی آن را جمع آوری کرده است.

+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 19:17 |
پرواز را به خاطر بسپار

 پرنده سوخاری است!

البته در برخی منابع بجای سوخاری کنتاکی آمده است.

+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 16:20 |
سلام
عزيزكم ازت خبري نيست.ديشب يه فيلم از وودي آلن ديدم.مجالي براي نقدش نيست.ياد فيلم هامون و داستان جنايت ومكافات افتادم.اما اين مكافات كجا اون مكافات كجا.مكافات در فيلم Match Point وودي آلن بدترين حالتشه:روزمرگي!فكرشو بكن يارو (زن)دماي حرارتشو امتحان ميكنه ببينه آماده انجام زناشويي ونزديكي هست ياخير؟عجب طنز عجيبي داره اين وودي آلن!

+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 9:9 |

چند سال پيش بود باخودم گفتم سرانجام اين قفس بهتره كه توي همين روز باشه.ترديدو ترس بود كه نشد.حتي سيانور هم داشتم.حالا كه بازم اين روز تكرار شده به هيچستان دنيا ميرسم وتنها دلگرمي من يكي دوتا خاطره است ومي بالم كه او دوتا بچه فال فروش دم مترو رو با دوتا بن شهروند! بدرقه كردم

شهروند!شهر بند!خيلي كلمه مضحكيه اين شهروند.

ولي امسال تلختر از همه سال برگز ار شد .از همو ن صبح معلوم بود چه گندي زدم به دنيا.بگذريم

موسيقي وفيلم وكتاب وبچه ها ودنيا رو عشقش است.

بگذار تلخ تر بشه دنيا

منم و اين همه رويا

اگه تو زندون تن ها اسيرم

مي بندم چشمو گمشه اين دنيا...

+ نوشته شده توسط hooman zarif در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 9:11 |
نمای نخست:محمود اربابي مديركل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،‌  در گفت‌وگوي مشروح با فارس با اشاره به رشد تكنيك و انديشه در «سينماي جمهوري اسلامي» گفت:

در سينماي پس از انقلاب، فيلم زشت وجود ندارد و به همين دليل از سينماي جهان كاملا متمايز است.

نمای دوم: در اقدامي بي سابقه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با انتشار بيانيه اي از اقشار مختلف مردم كشورمان به خاطر اكران فيلم سينمايي «نقاب» عذر خواهي كرد. منبع :(سينماي ما- َ۲۶خرداد پارسال! )

جالب اینجاست نخستین فیلمی که از نخستین جشنواره فیلم فجر جایزه گرفته است(مرگ یزدگرد اثر بهرام بیضایی) از مجموعه فیلم های توقیفی است.البته باز هم حق با اربابی عزیز است این فیلم زشت نیست.اما چرا در دسترس نیست؟!!!

+ نوشته شده توسط hooman zarif در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 14:3 |

يه كتاب از انتشارات حوزه هنري كه روايت زندگي زني  درگذر حوادث ۴۰ سال اخيره به دستم افتاد.

اسمش زيتون سرخ بود.خسته بودم نمي تونستم كتابي از بابك احمدي رو از روطاقچه بردارم

به همين زيتون سرخ بسنده كردم.بارش گريه تو دل سياه شب نتيجش بود.اين روزا نرمن ويزدم هم

نوستال‍‍ژيش آزارم ميده!تكليف چيه؟

بهمن ماه است.آخ كه چقدر عكساي قديمي رو دوست دارم.همه شخصيت هايي كه الان رنگشون زرد شده.همه دوست داشتنين.همه رو بخشيدم؟نميدونم نكنه خدا شدم؟!

+ نوشته شده توسط hooman zarif در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 9:53 |