|
شهريار، خودمانيتر از اين حرفها بود!
![]() در پي پايانيافتن مجموعه تلويزيوني «شهريار» به كارگرداني كمال تبريزي، با تني چند از شاعران درباره رويكرد ادبي و جنبههاي كارشناسي شعرهاي خوانده شده در متن سريال گفت و گو كرديم كه در ادامه ميخوانيد. هر چند باور داريم كه شخصيتهاي معاصر چون هنوز خاطرههاي باطراوتي در ذهن بازماندگان دارند، سوژههاي خطيري براي فيلمسازان به شمار ميآيند. به هر حال ساخت چنين مجموعههايي براي معرفي بزرگان ادب و هنر، خود به تنهايي هنري است قابل تأمل و تشكر! |
ادامه مطلب
خوشبختي كجاست و اصولاً چه كسي خوشبخت است؟اين پرسش شايد راحت به زبان جاري شود ولي دروازهاي است به قلعهاي فلسفي و جواب دادن به آن، پاسخ به چرايي زندگي است. فيلم گرينكارت، شايد جوابي مستقيم به اين پرسش نباشد ولي قطعاً شما را وادار ميكند كه به اين پرسش فكر كنيد. از كجا معلوم، چه بسا خوشبختي همين نزديكيها باشد!
ادامه مطلب

داود گنجه اي، 24 خرداد سال 1321 در شهرري متولد شد و از 13 سالگي به آموختن رديف موسيقي پرداخت.
او رديف كمانچه عليرضاخان چنگي و كتابهاي رديف استاد صبا را نزد شادروان عبدالله جهان پناه آموخت. همچنين او در همان سالها نواختن ويلون را نزد ولفگانگ واليش، استاد اتريشي، فرا گرفت.
بعد از زنده ياد علي اصغر بهاري، نواي كمانچه او اصيلترين نغمه اين ساز اصيل ايراني است و البته او در نواختن ويلون مكتب ابوالحسن صبا را پيگيري ميكند.
ادامه مطلب


