با یک بغل گل
میدانی که مرده ها
درگل آرام می گیرند....

سبقت
کسی زمن سبقت میگیرد
کسی در من بزرگ میشود
ومن دراو
من بزرگتر میشوم یا حسرتم؟
آخر کدام خط پایان این ماجراست؟
غم
غم را دوست دارم
و او مرا
ببین چگونه بی هیچ نیشگونی دیده ام بارانی است
ازشبی که پایم لغزید بر بستر بیمارستان!
کسی را میخواهی که بخندد؟
روزگار مبخندد به حالم.نگران نباش....
به غم خانه زاد پشت نمیکنم
هرچند همه به سویم ازاو فرار میکنند!!
وشادی ام را به یغما میبرند
وغم در آغوشم ته نشین می شود....نکند من غمم؟




