سکس وفلسفه مخملباف:

به نظر من بهترين جواب به آنهايي كه توهينشان حد و مرز نمي شناسد مي تواند اين باشد :
اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست عرض خود ميبري و زحمت ما مي داري
بدرود.
وبلاگ ابوحنانه به روز است .
ادامه مطلب
سکس وفلسفه مخملباف:

استاد شجريان :دونلي چيه؟!!!!
....

اشتباه كوچك آدم هاي بزرگ بزرگه!
در ضمن دونلی همان دونی بلوچ هاست که لاینقطع بدون قطع نفس نواخته می شود.
نوازنده سنتور هستند ....منتظر گفتگوی ایشان باشید...

تا مجبور نباشيد بعدها چشم بر هم نهيد
گفتگو با «ذوالفنون» موسيقي ايران
استاد جلال ذوالفنون از خانواده روحاني ذوالفنون است كه در اين ميان پدر او، روايت و ياد دوست را ترجيح داد كه با موسيقي و نغمات روحاني ساز خويش تقرير كند. او به اين ترتيب بعداز هجرت از آباده فارس به تهران در كانون موسيقيايي افرادي چون حبيب ذوالفنون؛ پدر و محمود ذوالفنون، برادر بزرگترش بزرگ شد و از همان ابتدا پس از آشنايي با موسيقي كلاسيك غرب و تار ايراني، سهتار را برگزيد. امروزه هرگاه نام سهتار را ميشنويم به ياد نواي ساز جلال ذوالفنون ميافتيم. او پژوهشگري و كسب فيض از درياي عرفان را لازمه نوازندگي ميداند و در برنامهاي كه چندي پيش برگزار شد، با گرفتن ساز تار نشان داد كه واقعاً ذوالفنون است. با او گفتگويي كردهام كه در پي از نظر ميگذرانيد؛
وآلت مرد استارت تبادل افکار است
بی آن /زاد ولد اندیشه ممکن نیست
هنوز هم دیر نشده / دودستی به آن بچسبید ...

آقاي نصيريان
كه ۵ ماه قبل در برابر پرسش خبرنگار جام جم گفته بود بازي برابر دختران جوان باعث رنجش همسرم مي شود واقرار كرده بود كه اين جور بازي ها بندبازي است كاش درباره باند بازي هاي آن هم سخني ميگفتند.
اين حضرت والا
بازيگر خوبي هستند وبازي در بازي ايشان براي من بسيار جالب تر است.براي مني كه با ايشان هم كلام شده ام ومصاحبه كرده ام وميدانم چقدر مبادي آداب هستند
وبدون خداحافظي عرصه تنگ را خالي كرده وجيم فنگ ميكنند.![]()
آقاي نصيريان شما اگر هستي را بعد از خاتمه سريال بعلت از كار افتادگي همسر محترمتان بگيريد آيا گناه كرده ايد؟![]()
آيا عمل شيطاني انجام داده ايد؟![]()
البته اين سوال را بايد از لحاظ حرفه اي از نويسنده وكارگردان سريال پرسيد.متاسفم براي مردم سينما وجامعه هرهري مذهب وبي منطقي كه زن ذليلي آنها نشان از آخر زمان دارد.
من كه براي ازدواج مجدد تا ۴ فقره آماده ام چون ميدونم كه زن دوم به بعد خرجيشو حودش مياره.![]()
دوتا عكس از بازيگر زاهدمون باميذارم ... نصيريان وفرح سابق!

من چراغي خاموشم
خاموش به انتظارهرم گرم مرگ...
اي مرگ بيا كه كمرم شكست..
بيامنورم كن!
«محسن نامجو» آهنگساز و خواننده كه به تازگي آلبوم «ترنج» را به صاحب امتيازي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي راهي بازار موسيقي كرده، با دو فيلم در نخستين جشنواره بينالمللي فيلم مستند ايران: سينما حقيقت حضور دارد.
«محسن نامجو» ترانهسرايي، آهنگسازي و خوانندگي تيتراژ پاياني فيلم معروف «تهران انار ندارد» ساخته «مسعود بخشي» را برعهده داشتهاست. ضمن اينكه وي در فيلم «كودك ديروز، خيال» ساخته «دلارام كارخيران» كه در بخش مسابقه ملي مستندهاي بالاي 60 دقيقه جشنواره روي پرده خواهدرفت نيز در مقام آهنگساز، حضور داشتهاست.
نامجو پيشتر، در فيلم سينمايي تحسينشده «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» به كارگرداني «سامان سالور» كه با چندين جايزه جهاني همراه شده نيز به ايفاي نقش پرداختهبود.
يكي ازآثار نامجو:
http://www.kolahstudio.com/Underground/?p=459
http://www.khosoof.com/archive/360.php
لينك بالا دوعكس ناز از نامجو است.زماني كه پارك دانشجو كنسرت ميداد
عارف رند ومنتقد والبته موسيقيدان
ميهمانخانه
مهمانكش
روزش تاريك ...
مولانا مي فرمايد...
عف عف عف همي زند اشتر من ز تف تفي
وع وع وع همي كند حاسدم از شلقلقي![]()
وع وع وع چه گويدم طفلك مهد بسته را![]()
دق دق دق همي رسد گوش مرا ز وق وقي![]()
قو قو قوي بلبلان نعره همي زند مرا
قم قم قم شب غمان تا به صبوح ساقيي![]()
تن تن تن ز زهرهام پرده همي زند نوا
دف دف دف از اين طرب پرده درد ز رق رقي![]()
![]()
گل گل گل شكفت و من بلبل بينو ا شدم
غل غل غل همي زنم در چمنش ز وق وقي![]()
جم جم جم ز جام جم جمجمه مرا نوا
كف كف كف مرا مده در ظلم عشقشقي![]()
دم دم دم همي دهد چون دهلم هواي او
خم خم خم كمند او ميكشدم كه عاشقي![]()
دل دل دل ز زلف او ره نبرد به هندو چين
غم غم غم ظلام آن ره زندش كه عاشقي![]()
دو دو دو چو گوي شو در خم صولجان او
مي مي ميرسد ترا جم جم جام حق حقي
حق حق حق همي زند فايض نور شمس دين
دق دق دق منه بخود حرف خرد كه دق دقي![]()
![]()
![]()
شب زنده داری آنهم ازنوع گردش وشکم چرانی که مصداق راه قدس از شکم میگذرداست راه میاندازیم ومنت میذاریم سر خدا وخود وخلایق که احیا بودیم...
در صورتیکه چه شبها به خاطر برنامه ۹۰ وشبکه های ماهواره ای پر از ماهواره های آتیش پاره یا بازی های جام های خانگی کشورهای اروپایی چشم بر هم نگذاشته ایم و سر مست از عخشق شبانه خندان به سر کار آمده ایم.(اینکه خودمم جمع بستم فقط به خاطر فروتنی است وگرنه من خواب الود تر از اینم که ...بگذریم.)


شعر خواجوی کرمانی ودوبیت از حافظ:
گفتا من آن ترنجم كاندر جهان نگنجم گفتم به از ترنجي ليكن به دست نايي
گفتا تو ازكجايي كاشفته مي نمايي گفتم منم غريبي از شهر آشنايي
گفتا سرِ چه داري كز سر خبر نداري گفتم بر آستانت دارم سر گدايي
گفتا ز دلربايي ما را چگونه بينی گفتم چو خرمني گل در بزم دلربايي
گفتم كه بوي زلفت گمراه عالمم كرد گفتا اگر بداني هم اوت رهبر آيد
گفتم كه نوش لعلت ما را به آرزو كشت گفتا تو بندگي كن كو بنده پرور آيد
۱:چشمانت معجزه اند![]()
اما از عرش به زیر فرشم رانده اند!
با خاکروبه روانه خاک اندازم نکنند...![]()
۲:رقیب ۹ساله
چون سیر وپیاز
درون دبه تاب آورده ای !![]()
خوش باش وبه ترشیدگی خود ادامه بده تا پرورده شوی ![]()
منم که دلم چون سیر وپیاز می جوشد وتاب نمی آورم !![]()
تو کجا ومن کجا...
۳:پا بر دمم(DOMAM )گذاشتی ودود شعراز سرم به هواخاست
خاک بر سرم
چگونه آتش دل را انکار کنم؟!![]()
ای کاش زمان بدرود را خود تعیین میکردیم...ای کاش!