
من یار مهربانم دانا و خوش بیانم
گویم سخن فراوان با آن که بی زبانم
پندت دهم فراوان من یار پند دانم
من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم
از من مباش غافل من یار مهربانم
از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم...
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است ...
وتنهایی من شبیخون حجم کسی را پیش بینی نمیکرد...
ومن فراموش کرده بودم که اینجا درونم شقایق لانه دارد.
من از آسمان وزمین خسته ام
ولی دل به معبود آن بسته ام
شعری مشترک از دکتر هادیان و سهراب!
بگو کجاست مزار عشق
تا قطره قطره جانم را از چشمانم بر لحدش بیافشانم؟
مگر کالبد سردم را عشق اشتباه گیرد
برای ساسان عزیز
نه دیگر بار
برای اولین بار
چون گریه هایم رنگ الهی داشت و قطره هایش را
من خندیدم!
در برخوردی نزدیک ازنوع سوم با همنوع وهم اندیشم دکتر هادیان که الحق پارسا هستندبه شعری برخورد کردم که ترانه زیبایی شدهاست به خوانندگی عصار پشمالو و شهرداد روحانی با ارکستر لندن :
http://www.iransong.com/album/3162.htm
این زیبا ترانه را به وفاداران میثاق الهی عشق تقدیم میکنم بویژه دکتر هادیان
وقتی که خوابی
نیمه شب
تو را نگاه می کنم
زیبایت را با بهار گاه اشتباه می کنم
از شرم سرانگشت من
پیشانیت تر می شود
عطر تنت می پیچد و دنیا معطر می شود
گیسوت تابی می خورد
می لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می شد
چون ابشاری موی تو
چون برگ گل بر بسترم می گسترانی بوی خود
من را نوازش می کنی
برمهربان زانوی خود
اسیمه می خیزم ز خواب
تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا
تنها نرو
من را ببر
من بی تو میمرم نرو
من بی تو میمیرم بمان
با من بمان زین پس دگر
هر چه تو می گویی همان
در خواب آخر عشق من
در برگ گل پیچیدمت
میخوابم ای زیبا ترین
در خواب شاید دیدمت
آسیمه می خیزم ز خواب
تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا
تنها نرو
من را ببر
من بی تو میمرم نرو
من بی تو میمیرم بمان
با من بمان زین پس دگر
هر چه تو می گویی همان
در خواب آخر عشق من
در برگ گل پیچیدمت
کی خوابم ای زیبا ترین
در خواب شاید دیدمت
گپ وگفت من با گروه آریان که امیدوارم ستاره اش درآسمان موسیقی جهان بدرخشد
درباره فضاي كُرال و كليسايي اكثر آهنگهاي آريان بگوييد شايد به خاطر اين است كه شما اقليت آشوري هستيد اين اتفاق افتاده است.
نينف: البته من آشوري هستم ولي آنچه شما در فرم آهنگها ميبينيد مبتني بر تجربههاي كاري دو سه سال قبل از پيوستن به آريان است كه تنظيم استوديويي و ترانه سرايي و آهنگسازي توسط چند استادي كه نميخواهم نامشان را ببرم انجام شد. اين تجربهها خيلي به كارم آمد. و كرال و چند صدايي بودن ترانههاي آريان ربطي به آهنگسازي من ندارد. تنها كاري كه كردم اين بود كه 3 نفر همخوان خانم كه صداي نزديكي به هم دارند را به گونهاي تنظيم كنم كه براي مركز موسيقي ارشاد قابل ارائه باشد. شايد آن ترانهاي كه خيلي فضاي فولكلوريك ارمني دارد، آهنگ ترانه «گل هميشه بهار» است و گرنه غير از اين من سعي كردم در خدمت گروه باشم
سياست كاري گروه آريان از ابتداي شروع فعاليت تاكنون چگونه است؟
علي پهلوان: گروه آريان سعي كرد كه دو سه سال اول بگويد كه ما هم هستيم. بعد مقبوليت پيدا كند و اكنون در بين سه گروه برتر موسيقي ايران هستيم. سپس به دنبال كنسرت خارجي رفتيم و بسيار هم مورد توجه قرار گرفتيم. اين مهم است كه جنس موسيقي آريان توانايي عرضه بينالمللي را نيز داشته باشد.
خانم كاشمري شما كه تاكنون در گفتگو شركت نكردهايد لطفاً روابط فاميلي و نسبتهاي اعضاي گروه را بيان و افشا كنيد
كاشمري: من و سحر كاشمري خواهر هستيم و شراره فرنژاد دختر خاله ما است. از طرفي آقاي صالحي و بديهي هم پسرخاله هستند. نكته ديگر هم كه بايد در مورد كرال بودن آهنگهاي آريان بايد بگويم اين است كه اين ويژگي، ربطي به مسيحي بودن نينف ندارد بلكه از ابتدا آريان اين ويژگي را داشته است. آريان تلفيق گيتار و ويلن بوده است و اولين گروهي بوده كه خانمها در آن حضور داشتند. به نظر من يكي از مشخصات اصلي آريان اين است كه در آهنگهاي آن اين تلفيق سازها باشد. شايد اين تلفيق در يك آهنگي در آلبومها نباشد ولي حضور دخترها خواهد بود.
شايد ويلن در آهنگهاي بعدي حضور نداشته باشد؟
كاشمري: شايد در يكي از آهنگها نباشد ولي معلوم نيست
نينف: البته در عمر من اين اتفاق نميافتد! ولي بايد بگويم كه سبك خواندن ترانههاي آريان مقداري متفاوت است با تصوري كه هميشه از كرال داريم. سبك آريان چند صدايي آوازي است ضمن اينكه در اين ترانهها سيستم هم خواني وجود دارد. يعني در واقع تن صداي اين سه خانم ، بواسطه اينكه از كودكي با هم ميخواندند، ويژگي خاصي به موسيقيها داده است. و اين شناسنامه آريان است. همانطوري كه جنس صداي علي صالحي و پيام خاص است و نيز لهجه ويلن سيامك. و البته درباره ويلن بايد خود سيامك توضيح بدهد.
* سيامك خواهاني: من از بچگي ويلن كار ميكردم. بعد تمايل به موسيقي پاپ پيدا كردم و طبق روند فعاليت خودم كاست «قطره خيال» را به بازار ارائه دادم كه تلفيقي از پاپ و ايراني بود. كه باز با همكاري علي پهلوان و نينف امير خاص همراه بود و اين همكاري از آريان نشأت ميگرفت.
و اين نحوه نوازندگي به عنوان كار حرفهاي در اين كاست جا افتاد و در آريان جزو يكي از شناسنامههاي گروه شد.
خوب، ترانههاي آريان دكلمه هم خواهند شد؟
خواهاني: ما اين كار را انجام دادهايم ولي كلاً كاري كه به شناسنامه آريان لطمه نزند را انجام خواهيم داد.
شما گويا فعاليت سينمايي هم داريد؟
يكي از شخصيتهاي فيلم علي سنتوري داريوش مهرجويي يك نوازنده ويلن است كه زياد آن را لو نميدهم! خيليها خواهان آن نقش بودند. دو شرط داشت. ويلن زن بودن و شرايط فيزيك بدني كه آقاي شريفينيا با من تماس گرفتند و چون كادر حرفهاي بود ترسم بر اين بود كه به كادر حرفهاي آن فيلم لطمه بزنم ولي سال بعد اين كار فيلمبرداري شد و در جشنواره فيلم امسال اكران خواهد شد.
چقدر در اين نقش موثر بوديد؟
خواهاني: قسمتي را آهنگسازي كردم و به صورت زنده سر صحنه اجرا و ضبط شد كه در تيتراژ فيلم هم استفاده ميشود. ملودي كار از خودم بود و آكوردها و هم نوازي گيتار آن و پركاشن هم تلفيق شدسبك آهنگ آن هم دقيقاً شيوه كار آريان و كاست «قطره خيال» است. و شايد حتي آريان را يادآوري كند
بديهي : يك نكتهاي ديگر هم خالي از لطف نيست. خانم كاشمري هم مشغول بازي در سريال كلاه پهلوي است
نينف: ما يواشكي وارد سينما ميشويم. خيلي اختاپوسي!
پهلوان : البته براي كاشمري اين تازگي ندارد. ايشان قبلاً هم بازيگري را تجربه كردهاند
كاشمري: من قبل از پيوستن به آريان ، بازيگري ميكردم. دو تا كار تئاتر داشتم و يك فيلم سينمايي و نيز تلويزيون. گرگ و ميش و آن سوي آئينه كارهاي تئاتريام بودند با همكاري آقاي شريفينيا و آزيتا حاجيان و در سينما «دفتري از آلمان» كار آقاي پرويز شيخ كادي بود. و سريال تعطيلات نوروزي كار آرش قادري و الان هم در سريال «كلاه پهلوي» بازي ميكنم.
فعاليت موسيقي هم داشتيد به جيغ بنفشي چيزي؟
كاشمري: نه اصلاً ربطي به موسيقي نداشته و صرفاً در اين كارها بازي كردهام
يكي از بچهها درباره استاد بابك بيات مطلبي را به نمايندگي از گروه بگويند
پهلوان: اتفاقاً فرصتي پيش نيامد براي گروه تا به ايشان
به صورت علني ارج بنهد اما من در وبلاگ خودم نوشته بودم كه بابك بيات رفت و ملودي یادش در دلها باقي خواهد ماند
در حقيقت اين مطلب را با يكي از شعرهاي آثار آريان ادامه دادم. در آلبوم اول كاري به نام «بارون» داشتيم كه ميگويد:
بيا تا بارون باشيم "
تا كه از غبار غم پاك كنيم دلهارو
تا كه از عاطفه سيراب كنيم گلهارو
تا مثل رنگينكمونا موقع رفتن بارون
توي آسمون دلها بمونن خاطرههامون
بيا تا بارون باشيم بيا تا بارون باشيم..."
دقيقاً اين شرايط براي استاد بيات صدق ميكند. اگر او رفته است ولي موسيقي بيات زنده است. چه آن موسيقيهاي قديمي بيات و چه آنچه اكنون از او به يادگار داريم. همه كارهاي او به يادماندني و زيبا است و اي كاش قدر هنرمندان ايران فقط بعد از مرگشان دانسته نشود.
چكار كنيم كه اين قدرشناسي شايسته و بايسته هنرمندان باشد؟
پهلوان: يك نفر كه افتخاري براي كشور ميآورد بايد حمايت بشود. مردم لطف خود را داشتهاند و دارند. اينكه در كوي و برزن و يا هر جاي ديگر فردي ابراز علاقه ميكند، كلي ايجاد انگيزه ميكند و باعث ميشود كه كار هنري ادامه پيدا كند. اما يكي از چيزهايي كه ما را ناراحت ميكند اين است كه حتي برخي از مطبوعات كه فكر ميكنند روشنفكر هستند به گونهاي عمل ميكنند كه مصداق اين است: «مرا به خير تو اميدي نيست شر مرسان!» ما نميخواهيم كه برخي از دوستان مطبوعاتي روشنفكر به ما پوشش خبري بدهند، بلكه ميخواهيم حرف عجيب و غريب درباره آريان نزنند. گاهي اوقات به اين تنگناها ميرسيم. هميشه اصل را فراموش ميكنند و به فرعيات موضوع توجه ميكنند. اصل موضوع اين است كه يك فرد زحمتكش براي كشور ميتواند آبرويي دست و پا كند ولي در داخل كشور چنان اين افراد را دچار هجمه ميكنند كه او نميتواند قامت راست كند
طباطبايي: در واقع گويا هر چه يك پديده در دسترس باشد، بياهميت جلوه ميكند و آنچه دور از دسترس باشد بسيار مهم جلوه ميكند. بچههاي گروه، در بند تكنيك ساز و كوك دستگاههاي موسيقي هستند تا مسائل حاشيهاي و جلوه پاپ بودن موسيقي
در صورتي كه نوازندهها و فعالان پاپ آن طرف دنيا براي بعضي از ما، بت شدهاند در حالي كه اصلاً قابل تأمل نيستند. اصولاً هنرمندي كه در ايران در حال حيات است او را در نظر نميگيرند
پهلوان: ما اين اتفاق را خيلي كم ميبينيم و آنچه هم اتفاق ميافتد براي هنرمندان عرصه سينما است. بزرگداشت موسيقيدان پاپ كمتر اتفاق افتاده است. نمونه جالب اين بزرگداشت در زمان حيات افراد تاثيرگذار، دكتر محمود حسابي بود كه يك عمر در ايران بسر ميبردند و خارجيها او را به ما معرفي كردند! و حتي اتفاقي كه بعد از مرگ ويگن در مطبوعات ايران افتاد.
طباطبايي: و البته برخي اوقات هم اتفاقات نادري ميافتد. مثلاً روزنامه اطلاعات به مناسبت مرگ فرانك زاپان يك موسيقيدان مطرح در سال 1986 مطلبي را به چاپ رساند و از طرفي متاسفانه ما در راديو پيام شاهد هستيم كه يك ترانه يا قطعه موسيقي را پخش ميكندو بسيار درباره آن توضيح ميدهد و ترانههاي قديمي ديگري را نيز حتي بدون نام خواننده پخش ميكند
پهلوان : يك اتفاق با مزهاي را بگويم. ترانههاي آريان از تلويزيون پخش نميشود ولي زماني كه هواپيماي130 C دچار سانحه دلخراشي شد، آهنگ مسافر آريان با يك كليپ از تلويزيون پخش شد و خواننده آن را علي پهلوان معرفي كردند!! يعني يك نفر از كل گروه را معرفي كردند! من خيلي شوكه شدم
نينف اميرخاص ـ آهنگ مولا علي جان، كاملاً مذهبي بود و اين آهنگ مدتها در تلويزيون ايران مهجور بود در صورتيكه يك كار مذهبي تاريخي بود و ميتوانست در مناسبتها بارها پخش شود.
پهلوان : ما در اخبار تلويزيون برون مرزي شاهد بوديم كه يك گزارش كامل از گروه آريان پخش شد، اين چهارچوب چرا براي پخش آثار متغير است؟ چرا تعريف شده نيست؟ يك آلبوم مجوز وزارت ارشاد را دارد ولي از تلويزيون پخش نميشود و از طرفي يك اثر از تلويزيون پخش ميشود ولي مجوز ارشاد نميگيرد، اين بسيار جالب و تلخ است
نينف اميرخاص: به طور كلي مشكلات ما خيلي بزرگتر از آن است كه بتوان به آن اشاره كرد. ما به مديريت كارشناس و كاربلد صرفاً در مورد موسيقي پاپ به عنوان حامي اصلي نياز داريم. يك بخش بزرگي از كار ما كه لازمه تداوم كار است، مسئولان فرهنگي هستند. يك زماني تصميم گرفته ميشود كه موسيقي پاپ آزاد شود، سپس در شروع جريان، هر چيزي كه به فكر برسد روانه بازار ميشود. اول به دنبال ترانههايي شبيه آثار مطرح ميگردند، سپس با آزمون و خطاهاي فراوان، يك سري آثار جديد وارد ميدان ميشود. زماني يك سري آثار بسيار قوي پاپ ظاهر شد كه همه توجهات جلب موسيقي پاپ داخل كشور شد، حتي آوازه آن به خارج از ايران رسيد. دوران خاصي بود كه 5 يا 6 نفر به موسيقي داخل جهت دادند. اين اتفاق خاص در زمان دولت خاتمي افتاد.كمكم موسيقي دچار مشكل شد و ايراد بر آن گرفتند و دوباره بدون كارشناسي موانعي را بر سر راه ما گذاشتند. حتي به برخي از فعالان گذشته مجوز ندادند. برخي از آثار چند سال معطل مجوز ماند.امروزه تكنولوژي موسيقي به جايي رسيده است كه هر يك نفر با يك سيستم موسيقي داخل منزلش ميتواند در سال 5 آلبوم بسازد، بدون اينكه اسمي از خودم بياورم، وقتي به اين مرحله خطير برسيم، فاجعه آغاز ميشود. متاسفم كه اين را ميگويم، اگر متخصص و كارشناس پاپ نداريم از خارج وارد بكنيم. اگر بگويند كه موسيقي پاپ نباشد به همان راحتي كه گفتند باشد، نتيجه بدي اتفاق ميافتد
الان متاسفانه شاهد هستيم كه كارهاي سخيف ايجاد ميشود. موسيقي زيرزميني در سطح وسيعي در حال توليد است. ديگر نميتوان جلو آن را گرفت
بديهي : متاسفانه آلبومهاي غيرمجاز الان گرانتر و آسانتر از آلبومهاي مجاز به فروش ميرسند!
پهلوان: و مساله ديگري كه وجود دارد اين است كه كساني كه در چهارچوب قوانين مملكت در حال فعاليت هستند؛ نبايد دچار مشكل شوند. توقع داريم راحتتر مسير فعاليتهاي ما به انجام برسد. ولي متاسفانه شاهديم كه نوار يك خواننده، يك شبه روانه بازار ميشود در ايران سيستم قوي تبليغاتي، «دهان به دهان» است و در اين شرايط همه كساني كه مجوز كار دارند، توليد ندارند و هر كسي به دنبال كار غيرهنري براي تامين معيشت رفته است
از آن طرف، فردي ميآيد و پا در عرصه خوانندگي ميگذارد كه پول دارد و دنبال شهرت است. كليپ او همه جا پخش ميشود و در همين زمان از ما ميپرسند؛ چرا كار شما پخش نميشود؟! من در جواب اين مردم چه بگويم؟ مجوز داريم كار نميكنيم؟ ميگويند چرا كنسرت نميدهيد؟ اين همه آدم، دارند كار بيرون ميدهند شما چرا فعاليت نميكنيد؟
و نميدانم چه جوابي بدهم. حتي مدتها است كه آثار پاپ توسط مركز موسيقي ارشاد دريافت نميشود! حالا كنسرت كه جاي خود دارد
در اين شرايط با تاسف فراوان ميبينيم كه يك سري سيديهاي رپ به فروش ميرسد كه سرتاپاي آن فحش و بد و بيراه است. اصلاً با عرف جامعه ايران هماهنگ نميشود. شما حتي خجالت ميكشيد آن را در كنار كسي ديگر گوش كنيد و جالب اينجاست كه در بازار اين سيديها به فروش ميرسد! مجموعه سيديهاي آن حتي بالغ بر 50 هزار تومان به فروش ميرسد
اينها معضلات كار گروه آريان است. ما در چهارچوب قوانين عمل ميكنيم ولي متاسفانه حتي قانون كپيرايتي وجود ندارد كه اگر آلبومي صوتي يا تصويري روانه بازار بشود، دچار ضرر نشود. ما بايد حمايت بشويم چون به قوانين احترام گذاشتهايم.
نينف اميرخاص: يك زماني مقايسهاي كردم بين مواردي كه به نامهاي تفريح و سرگرمي و يا صنعت اينترتينمنت كه در جهان مطرح است. عواملي كه ميگويند اين نوع موسيقي نبايد وجود داشته باشد، بيايند مقايسهاي داشته باشند؛ ما بدترين تصاوير را در تلويزيون در حيطه ورزش ميبينيم. دعوا، فحشهاي ركيك و در سينماها نيز بدترين نوع پديدههاي شوم را شاهد هستيم؛ جنايت، اعتياد و خشونت
بحث ما اين است كه يك ترانه با آهنگ درست و شعر صحيح چه مشكلي ميتواند ايجاد كند؟! چرا اينقدر مسئولان فرهنگي با بحث برگزاري كنسرت با ترديد برخورد ميكنند؟
نگاه آنان به كنسرت اين است كه اگر نباشد بهتر است. چه فرقي ميكند سالن سينما با سالن كنسرت موسيقي؟ شما در كدام كنسرت شاهد بوديد كه پس از اتمام آن، تماشاگران اتوبوسها را داغان كنند؟ يا شيشه آن را بشكنند؟
اميرخاص: بحث بر سر اين است كه اگر اين نوع موسيقي نباشد، چه چيزي را به عنوان جايگزين آن روا ميدانيم؟ اين خلاء را با چه چيزي پر ميكنيم؟
علي پهلوان: كليپ يك هنرمند خارجي با هزار جور اخلاق نامتعارف با عرف ايران در دسترس جوانان قرار ميگيرد. اين هنرمند خارجي در آن كليپ كذايي خيلي كارها به غير از خوانندگي ميكندكه بسيار شنيع است. اين نوع كارهاي سخيف از آنتن ماهواره و از درون جاي جاي شهرها در دسترس مردم قرار ميگيرد، چرا خلاءها را پر نميكنيم؟
كاش يك نماينده از مسئولان فرهنگي در بحث ما شركت داشتند كه البته كوتاهي از ما است ولي اميدواريم مسئولان اين صحبتها را به گوش جان بشنوند و البته بخوانند! آيا تا به حال به صورت مستقيم با مسئولان صحبت كردهايد؟
پهلوان: ما ارتباط مستقيمي با مسئولان نداريم و اين عمدي است چون هنرمند اگر وارد سيكل اداري بشود، دچار مشكل روحي ميشود
نه شما، سرپرست گروه يا نمايندهاي از آريان با كسي صحبتي نكرده است؟
پهلوان: آقاي رجبپور با هر كسي كه شما فكر بكنيد رايزني كرده است. حتي ايشان در جلسهاي سيديهاي سخيف رپ و موسيقي زيرزميني ايران را نشان داده است
چه شد كه مولا علي جان را ساختيد؟
پهلوان - بارقه اين كار آنجايي بود كه در اولين كنسرت آريان در قشم، برگزاركننده كار ترانهها را شنيد و گفت؛ اگر براي حضرت علي(ع) قطعهاي بخوانيد خيلي خوب خواهد بود وقتي اين جمله گفته شد، به فكر افتاديم كه آن را بسازيم
ملودي و ريتم را ساختيم و شعر ترانه را نيز داراب پهلوان سرود. در سري بعد، كار ايران را ساختيم. شما تصور كنيد ما وقتي ترانه «ايران» را خارج از كشور اجرا ميكنيم، ايرانيان خارج از كشور گريه ميكنند و سپس در كارهاي بعدي در آلبوم سوم كاري براي صلح به نام «كبوترهاي سفيد» خوانديم. و «خورشيد عشق» را براي منجي(عج) ساختيم
«...خورشيد عشق بازم ميتابه به اون بالا
ميشينه اشك شوق
بر روي سرخ گلا... وقتي خورشيد مياد ميپيچه عطر گل ياس..».
كه براي شعر آن از نمادهاي مذهبي بسيار بهره بردهايم و البته همانند مولا علي جان صريح نيست
در آلبوم سوم كار ديگري داريم كه بسيار معنوي است. درباره روح ايران است كه سرگردان بين عالم معنا و ماده است.
اين ترانه جريان شاپركي است كه گير كرده است بين ديواري كه پشت آن عطري خوش استشمام ميشود و يك سري گل هم توجه شاپرك را به خودشان جلب ميكنند.
«شاپرك ميگه: براي ديدن يار يا بايد عشق را از دل برونه يا بگذره از روي ديوار، بره بالا، تا بينهايت، تا عشق تا اوج ديدار...»
من خاطرهاي را از كنسرت آريان در مونيخ عرض كنم. در مونيخ برنامه ما تمام شد بعد از مردم پرسيديم چه چيزي را اجرا كنيم؟
و همه گفتند: مولا عليجان
در خاتمه لطفاً هر كدام از اعضاي گروه به صورت جداگانه بهترين ترانه از مجموعه آثار آريان و زيباترين ترانه خارجي را به يادگار عنوان كنند:
علي پهلوان: «گل من» و از گروه «وست لايف» ترانه «پرواز بدون بال»
سيامك خواهاني: «پرواز» و آثار «ياني»
ساناز كاشمري: «گل من» و قصه ويلن «بودابار»
برزو بديهي: «گل من» و «گل آفتاب گردون»
نينف اميرخاص: «گل من» و آثار «كريستي برگ»
عليرضا طباطبايي: «پنجره» و «پرنسيس»
گروه آريان در..........:

پر كنيم از شادي همه خونهها را
هومن ظريف
دونه دونه دونه، دونه دونه،
پاك كنيم اشكاي روي گونههارو
دونه دونه دونه، دونه دونه
پركنيم از شادي همه خونههارو
دونه دونه دونه، دونه دونه
پاك كنيم اشكاي روي گونههارو...
محسن رجبپور مديرعامل شركت فرهنگي هنري ترانه شرقي كه عهده دار كليه فعاليتهاي گروه موسيقي پاپ «آريان» است، به همراه 6 نفر از گروه 9 نفره آريان به روزنامه......آمدند و در نشستي صميمي به پرسشهاي مطرح شده با بشاشي و خوشرويي جواب دادند.
از جمله نكات برجسته اين گفتگو تاكيد افراد گروه به خطر هجوم موسيقيهاي زيرزميني و دور از شان و عرف جامعه، لزوم ايجاد كانون كارشناسي موسيقي پاپ و تلفظ صحيح «آريان» به جاي «آرين» بود!
سيامك خواهاني، ساناز كاشمري، برزو بديهي، نينف اميرخاص، عليرضا طباطبايي و علي پهلوان در گفتگو شركت داشتند كه بعد از خروج اضطراري محسن رجبپور، علي پهلوان بنابر پهلوان بودنش يل ميدان گفتگو شد و برزو بديهي وطباطبايي و خواهاني كمترين وقت را به خود اختصاص دادند.
اواخر گفتگو علي پهلوان نيز با شنيدن صداي «گلمن» از طريق تلفن همراهش، اواخر مصاحبه به منزل فراخوانده شد و به جمع غايبان جلسه يعني پيام صالحي، سحر كاشمري و شراره فرنژاد پيوست. متن اين گفتگو را ميخوانيد:
* رجبپور: با عرض تشكر به خاطر توجه اين رسانه به اين گروه بايد بگويم كه امروز با همه تلاشي كه داشتيم نتوانستيم باهمه اعضاي آريان در خدمت شما باشيم. افرادي كه امروز حضور دارند؛ «عليرضا طباطبايي»، نوازنده دوام است كه از ابتداي تشكيل گروه حضور داشتند.
«برزو بديهي» نوازنده پركاشن، «ساناز كاشمري» نيمي از خواهران آريان! و يك سوم از كل دختران همخوان آريان! در اينجا حضور دارند. سيامك خواهاني آهنگساز و نوازنده ويلن و «نينف امير خاص» ترانهسرا، آهنگساز و رهبر اركستر گروه آريان هستند.
اهداف كلي و انديشه حاكم بر فعاليت هنري گروه موسيقي آريان چگونه است؟
* رجبپور: هر هنرمندي بايد به اين فكر باشد كه دل مردم را شاد كند. او بايد به گونهاي فعاليت كند كه مردم همواره از او به نيكي ياد كنند. اگر غير از اين باشد، گروه نميتواند رشد و بالندگي داشته باشد.در كنسرتهاي خارجي بر اين تاكيد داشتيم كه شكل نويني از موسيقي حال حاضر ايران را ارائه كنيم. در ثاني به نظر ميرسد در شرايطي كه جامعه بينالملل به انعكاس بدبختيهاي ايران جايزه ميدهد، ما كار سختي را در پيش گرفتيم، چرا كه در پي آن هستيم كه در كنار اين نمايش فلاكت و بيچارگي، نقطه متقابل آن يعني پتانسيل غني ايرانيان را ارائه بدهيم. ما هيچ چيزي كم از مدرنترين موسيقي روز جهان نداريم. سالها است كه موسيقي ايران به موسيقي روز دنيا رسيده است.
گروه آريان زماني كه روي سنهاي خارجي ميرفت، مردم دنيا با تعجب نگاه ميكردند و با ما در ميان ميگذاشتند كه؛ چگونه امكان دارد در ايران دختري گيتار بدست روي سن نوازندگي و همخواني كند. همواره كنسرتهاي خارجي ما با علامت سؤال ديگر ملتها مواجه بود. ولي ما در پي چه بوديم؟ ما ميخواستيم ايران را آنگونه كه هست نشان بدهيم. ايراني كه به دنبال هم زيستي مسالمتآميز و داراي سطح موسيقي قابل قبولي است.
* علي پهلوان: بايد نكتهاي را عرض كنم. ما در ترانههاي آريان سعي داشتيم كه اميد را تبليغ كنيم. از سرودن اشعار غمانگيز پرهيز داشتيم و البته در ملوديها نيز سعي بر اين بود كه اميدبخش ظاهر شويم.
* رجبپور : گروه آريان به دنبال لودگي هم نبوده است و ترانه و شعري كه با موسيقي آن ارائه ميشود در جامعه خوبانديشان نيز رخنه كرده است. جاي بسي خوشوقتي است كه هر يك از اعضاي گروه آريان در هر جا كه حضور پيدا ميكنند به او احترام ميگذارند و برخوردها بسيار احترامآميز است.
* پهلوان: بله، ما شاهد هستيم كه در كوچه و برزن، مردم بسيار براي ما احترام قائل هستند. و اين به ما انگيزه ميدهد. فكر ميكنم كه اين احترام برخاسته از سطح تفكر مردم است. علاوه بر اينكه بيان خوبي از موسيقي را شاهد هستند. البته اعضاي گروه داراي تحصيلات هستند و اين در خلق يك اثر هنري ارزشمند بيتاثير نيست.
* رجبپور: به نظر ميرسد كه اگر سطح تحصيلات يا سطح خوبدانايي با هنر توام شود، نتيجه، اثر هنري قابل ملاحظهاي خواهد بود. ولي اگر تحصيلات و دانايي وجود نداشته باشد، سطح نازلي از مطربي پديد ميآيد. متاسفانه بين هنرمتعالي و مطربي تفاوتي است كه برخي از مسئولان دست اندركار فرهنگ كشور آن را لحاظ نميكنند. بعضيها، هنوز از موسيقي، ترانههاي مبتذل زمان كودكي خود را در ذهن ميپرورانند!
گروه آريان با جدايي محمدرضا گلزار آسيب نديده است؟
* رجبپور: گروه آريان قائم به فرد خاصي نيست. از طرفي حضور محمدرضا گلزار از ابتداي تولد اين گروه نبوده است. و دليل جدايي گلزار هم جز به اين علت نيست كه ما خودمان او را به سينما فرستاديم. روند منطقي هنر هم اين است كه سينما با آن مشكلاتش اجازه كار به يك هنرمند نميدهد كه دو رشته هنري را بصورت فعال و موفق طي مسير كند. البته مراودات و دوستي ما با گلزار ادامه دارد. حتي من يك هفته پيش با گلزار ديداري داشتم. جداي از اين بايد بگويم كه گروه آريان يك برنامهريزي طولاني را در پيشرو دارد و با حضور و يا غيبت كسي به برنامه درازمدت آن لطمه نخواهد خورد.
* لطفاً تحصيلات افراد گروه آريان را اعلام بفرماييد:
* رجبپور: عليرضا طباطبايي؛ مترجم زبان آلماني، برزو بديهي؛ دكتر دامپزشك، ساناز كاشمري، ديپلم تجربي و هنرجوي موسيقي، علي پهلوان؛ مهندس صنايع و برنامهريزي تحليلي كنترل پروژه نفت و گاز، سيامك خواهاني؛ دكتر دامپزشك، نينف ايرخاص؛ مهندس سختافزار رايانه، پيام صالحي، دكتر دامپزشك، شراره فرنژاد؛ مهندس رايانه و سحر كاشمري؛ هنرجوي موسيقي.
* چه عواملي باعث شد تا آريان شروع خوب و موفقي داشته باشد و موسيقي آن نامتعارف بماند؟
* رجبپور: دلايل زيادي دست به دست هم داد تا اين گروه موفق بشود. اولين گروه مختلط موسيقي پاپ ايران، اولين گروه موسيقي پاپ بعد از انقلاب، تازگي و تنوع شعر و ترانه گروه و نوع ملوديهاي آريان از جمله عواملي است كه باعث موفقيت آريان شده است. برداشت من اين است كه يك حس زيبايي از طرف مردم همواره به بچهها منتقل ميشود و توليد انگيزه ميكند.
اما نكته مهمي كه بايد آن را عنوان كنم، صميميت بين اعضاي گروه است كه عامل مهمي براي موفقيت اوليه گروه بوده و هست. اينكه آريان در حال درجا زدن است يك تفكر غيرمنصفانهاي است. متأسفانه ما در كشوري زندگي ميكنيم كه براي موسيقي چهارچوب تعريف شدهاي نداريم. ما اكنون شايد نتوانيم همان ترانههايي كه سال 1380 اجرا كردهايم را روي صحنه ببريم. اين مسأله به شرايط برميگردد و دليل عدم توانايي گروه نيست.
* چرا فعاليت آريان متنوع نيست و به طور مثال فيلم سينمايي آريان توليد نميشود؟
* خيلي زودتر از اين، به فكر ساخت فيلم آريان بوديم. ولي تجربه تلخ ديگر هنرمندان عرصههاي مختلف هنري در ساخت فيلم ما را از اقدام در اين مسأله بازميداشت. گويا هر هنرمندي كه از يك رشته هنري وارد سينما شده است، كمتر موفق بوده است. به طور مثال محمدرضا گلزار متأسفانه همه فيلمهاي سينمايياش موفق نبود، اين هم برميگردد به اينكه او از ابتدا آموزش سينما نديده بود در صورتيكه گلزار سالها با گيتار آشنايي داشت. شايد پيش از انقلاب حضور يك خواننده در يك فيلم سينمايي موفق بوده ولي همواره اين روند بستگي زيادي به شرايط فرهنگي و نوع فيلم خواهد داشت. بايد اعتراف كنم كه محمدرضا گلزار خودش نيز فيلمهاي اولي خود را قبول ندارد.
چگونه ميتوان شرايطي متصور شد كه علي پهلوان ترانهسراي ما در يك فيلم سينمايي در قالب يك پزشك صبح از خواب بلند شود و به مطب برود؟! اصلاً قابل هضم نيست و البته اين عمل اجحاف بزرگي در حق هنر است. البته براي ساخت فيلم براساس گروه آريان، قصد داريم كه از همه برنامهها و اتفاقات شكل گرفته از 1377 تا 1385 فيلمي مستند تهيه كنيم. فيلمي كه همه لحظات غم و شادي گروه را دربرداشته باشد، نتيجه زيبا و جذاب خواهد بود به طور حتم شما هم از پشت صحنه فيلمهاي سينمايي بيشتر از خود آن فيلم، لذت ميبريد و من به اين دليل فكر ميكنم مسنتد آريان موفق شود. اين موضوع باعث شده است كه آريان قصههاي تلخ و واقعي خود كه از بيان آن قاصر است را در چهارچوب فيلمي مستند بيان كند. مطمئن باشيد فيلم مستند آريان از ميان 200 ساعت فيلمي است كه از همه لحظات و اتفاقات شكلگيري آريان گرفته شده است. در اين فيلم ديگر هر كسي نقش خود را بازي خواهد كرد. ديگر محمدرضا گلزار همان گلزار شناخته شده در عرصه موسيقي خواهد بود. عشقها و ماجراهاي تلخ و شيرين و مسافرتهاي جهاني گروه آريان را خواهيد ديد. البته بارها شده است كه تهيهكنندگان سنيما ما را تا ميز قرارداد پيش بردهاند ولي اين امر به صورتي كارشناسي و دقيق اتفاق خواهد افتاد.
* نوع ترانههاي آلبوم چهار آريان چگونه خواهد بود؟
* رجبپور: ما تنوع موسيقي را از آغاز راهمان رعايت كردهايم. تلفيق ويلن و گيتار اين تنوع را به ارمغان آورد و از طرفي بنا نيست كه آريان به هر دري بزند كه بماند. اگر اينگونه عمل كنيم با اطمينان متعقد هستيم كه عمر مفيدي خواهيم داشت. اگر بياييم براي تن دادن به تنوع صرف، به موسيقي بندري، آذري، تركمني و ديگر ملوديها روي بياوريم، عمر كوتاهي خواهيم داشت. ما در امتداد راهي قدم خواهيم گذاشت كه مردم پسنديدهاند. صحيح است كه مدتي سطح صافي را موقتاً در حال گذر بودهايم ولي آلبوم چهارم آريان كه عيد نوروز روانه بازار خواهد شد متنوعتر خواهد بود و البته با حفظ چهارچوب و لحن شناخته شده در موسيقي گروه آريان شكل خواهد گرفت.
* خيلي دوست دارم كه آقاي پهلوان درباره موفقيتهاي ديگر آريان توضيح بدهند.
* پهلوان: نكته جالب اين است كه آريان يك سري موفقيتهايي داشته است كه شايد هرگز براي گروههاي ايراني لوسآنجلس هم اتفاق نيافتاده است. در دنيا، موسيقي غربي خيلي مايل است كه موسيقي شرق و ملوديهاي آن را براي آهنگسازي مورد توجه قرار دهد. ملوديهاي تركي و عربي امروزه در موسيقي پاپ غربي بسيار رخنه كرده است. طبيعي است كه وقتي شما موسيقي خود را بشناسانيد اين اتفاق بيافتد. به طور مثال اروپا از تركيه «تركان» را به خوبي ميشناسند. ولي ايران نه موسيقي سنتي و نه موسيقي پاپ خود را معرفي نكرده است. ولي گروه آريان در جهت شناساندن نوع موسيقي پاپ ايراني براي اولين بار در تاريخ موسيقي ايران كانديداي جايزه جهاني موسيقي «WMA» متعلق به موسسه BBC شد و حتي تا نيمه نهايي هم بالا رفت. اين اتفاق در سال 1383 افتاد ولي انعكاس داخلي آن بسيار كم و مأيوسكننده بود. در صورتي كه در رسانههاي خارجي بسيار انعكاس طبيعي و خوبي داشت.
* رجبپور: در واقع نشريات رسمي و صاحب تيراژ ايراني از شروع فعاليت آريان خوب استقبال نكردند. به نظر ميرسد يك نوع خودسانسوري درون مطبوعات وجود دارد كه اصلاً ربطي به روند مميزي ندارد.
توقع ما اين بود كه علاوه بر يك روزنامه كه روي شناخت از ما همواره فعاليتهاي آريان را زير نظر دارد، روزنامههاي وزين ديگر كه منادي خوبانديشي از پيام موسيقي است، از آريان حمايت كنند. گويا برخي از روزنامههاي كثيرالانتشاري كه خود را صاحب انديشه نوين معرفي ميكنند، زياد اشتياقي به انعكاس اخبار فرهنگي شركت ترانه، فعالترين شركت توليد موسيقي در ايران ندارند! جالب و تلخ است كه روزنامههاي خارجي با ما در حال تماس هستندو ما به ايران فكر ميكنيم ولي از روزنامههاي داخلي روزنامهنگاري زنگ نزد كه احوالي از ما بپرسد.
آيا گروه آريان روابط عمومي دارد؟
* علي پهلوان: البته ما روابط عمومي داريم. و حتي يك سري كارهايي كرديم كه بدون روابط عمومي هم طبيعتاً انتظار ميرفت قابل توجه باشد. ماجرا از اين قرار است كه فرداي روز زلزله بم ما در برلين كنسرت داشتيم. سادهترين راه حل كنسرت عدم اجراي آن بود. ولي ما شوكه شده بوديم، نميدانستيم چه تصميمي درست است. تمامي فاجعه را از تلويزيون ديديم. با خود گفتيم اگر به ايران برگرديم كاري جز كنسرت دادن براي بم نخواهيم داشت.
تخريب ميراث فرهنگي ارگ بم از طرفي و فاجعه تلخ انساني از سوي ديگر ما را بر آن داشت كنسرت را در حمايت از بم اجرا كنيم و همه درآمد آن را به بم اختصاص دهيم. حتي علاوه بر اين صندوقي هم براي كمك به مردم بم در سالن كنسرت لحاظ كرديم. اين برنامه بازتاب زيادي در رسانههاي آلمان داشت. شبكه «دويچه وله» ، «زد اي اف» و «اي آر دي» اولين خبر و پر بينندهترين رويدادشان بم بود و دومين خبرشان كنسرت آريان در حمايت از زلزله زدگان بم!
* رجب پور: جالب اينجاست، آلمانيها فكر كرده بودند كه ما در راستاي زلزله بم به آلمان رفتهايم و حتي همان زمان از مركز موسيقي ايران با ما تماس گرفتند و گفتند يك دسته هنرمند براي كمك به زلزله زدگان به آلمان ميآيند و ما همانجا دوباره آمادگي خود را براي هرگونه كنسرتي اعلام كرديم. متاسفانه در بازگشت از آلمان با بيخبري در ايران مواجه شديم و بعدها هم به كرمان رفتيم و كنسرت داديم. ولي كدام نشريه اين مطلب را درج كرده است. كدام روزنامهنگار ميتواند ادعا كند اين مطلب را مطلع بوده است؟ البته روي تلكسهاي خبري آمده ولي به اطلاع عموم نرسيده است.
* پهلوان: حتي براي حمايت از بيماران صرعي با همكاري انجمن صرع ايران كنسرتي را رايگان برگزار كرديم. كساني كه دعوت شدند همگي با بليت «همت عالي» به اين بيماران ياري رساندند. رقم چشمگيري جمع شد. تعداد قابل توجهي خبرنگار در آن جا جمع بودند ولي در هيچ روزنامهاي خبر آن منعكس نشد!
اين در شرايطي است كه رسانههاي خارجي فعاليتهاي آريان را به زبانهاي مختلف گزارش كردهاند.
حتي از خبرگزاري BBC مستنداتي داريم كه گروه آريان را «انقلابيان پاپ موسيقي ايران» ناميده است. از همه جالبتر كتاب فرهنگ جامع يا دايرة المعارف جهاني كه هر سال چاپ ميشود به نام How is How كه افراد مطرح را معرفي ميكند، نام آريان را به چاپ رسانده است.
درست است كه بهترين آثار ما همان كارهاي اول آريان است ولي مشكلاتي كه گروه آريان دارد در دنيا بينظير است. يك گروه موسيقي خارجي خيلي ساده و كلاسيك ميتواند مراحل مقدماتي برگزاري كنسرت را پشت سر بگذارد ولي ما هنوز براي موسيقي در ايران مشكل عرفي داريم و هنوز موسيقي براي خيلي از افراد كه براي ما محترم هستند نامتعارف است.
كنسرتهاي خارجي داراي بروشوري هستند كه ساعت، روز و مكان كنسرت را 6 ماه قبل از برنامه اعلام كرده و به اطلاع عموم ميرسانند. ما در ايران دو روز مانده به كنسرت، لغو كنسرت داشتهايم. حتي 5 ساعت قبل از كنسرت تازه اجازه تبليغ كنسرت به ما ميدهند! براي گروه آريان پيش آمده كه روي سن رفتيم و در حال اجرا، كنسرت لغو شده است!! يك تهيه كننده و حامي مالي چقدر ميتواند ريسكپذير باشد؟ آيا كسي با 200 ميليون تومان ضرر براي لغو يك كنسرت ميتواند دوباره از يك گروه موسيقي در ايران حمايت كند؟ اين باعث شده است كه روندي كه بايد 6 ماه طول بكشد، تبديل به يك جريان بغرنج سه ساله بشود. كار آهنگسازي حسي است و استرس آفت اين احساس است. نميتوانيم توقع داشته باشيم كه يك گروه هنري در يك زمان و دوره بخصوصي، توليد داشته باشد. و مضاف بر اين، چگونه ميتوان مشكلات روحي اجراي كنسرت و لغو مجوزها را ناديده گرفت. گل آهنگهاي آريان متعلق به آن زمان است كه آريان كار حرفهاي نميكرده است. الان داريم با چنگ و دندان آهنگ ميسازيم.
و البته گواهي انجمن موسيقيدانان آمريكا گرفتهايم به عنوان هنرمندان چيره دست بينالمللي كه جزو افتخارات ايراني است.
* طباطبايي: من فكر ميكنم اگر اين تاييدات خارجي كمي هم از داخل باشد باعث دلگرمي ما خواهد شد. هنر در وهله اول داراي پيام است و سرگرمي يك مفهوم كلي است كه به نظر من هنر موسيقي علاوه بر آن بايد پيام هم داشته باشد. اين تلفيق سرگرمي و پيام بايد به گونهاي باشد كه شنونده 8 تا 80 سال را در بر بگيرد و گروه آريان به اين ميانديشد. يك هنرمند بايد استعداد اين را داشته باشد كه پيغام خود را به گونهاي منتقل كند كه شنونده صرفاً سرگرم نشود. غير از اين به هر سو ميل كند، چيزي از پيش نميبرد.
ترانهاي كه ورد زبان شنونده ميشود اگر حاوي پيام نباشد، به انسانها و وجدان هنرمند خيانت كرده است. به نظر ميرسد كه تلفيق بين سرگرمي و پيام هنري اگر وجود نداشته باشد، كاري موفق ايجاد نميشود.
پهلوان: ما براي پيام رساني و ارسال مفاهيم شادي بخش فعاليتهاي متنوع ديگري هم ميتوانيم داشته باشيم. چاپ تيشرت، تقديم و كتاب حداقل كارهايي است كه ميتوان كرد و البته روشهاي متنوع و متينتر ديگري نيز وجود دارد، حتي ميتوان از پشت صحنه كار، كتابي را تدوين كنيم و به چاپ برسانيم. ما به همه اين فعاليتها توجه كردهايم و در فكر عملي كردن آن هستيم ولي دچار مشكلاتي هستيم كه در خم كوچه اول ماندهايم.
نظر شما به عنوان آهنگساز درباره سبك آريان چيست؟
* نينف: سبك آهنگسازي آثار ترانههاي آريان بايد قالب خود را حفظ كند. بايد هويت آريان حفظ شود. علاوه بر اين بايد همواره با علم روز موسيقي و با پيشرفت اين هنر هماهنگ باشيم و نيز به سير موسيقي جهان هم نگاه كنيم ايجاد تعادل بين اين 3 مورد بسيار سخت و البته سرنوشت ساز است. طرفداران قبلي منتظر نوآوري هستند ولي بايد آن سبك موفق ابتدا را حتماً حفظ كنيم و براي اين موارد حركت كنيم.
چرا آريان تاكنون با فيلم سينمايي خاصي همكاري نكرده است؟
* نينف: ساخت موسيقي متن فيلم بر خلاف روند كار گروه آريان است. موسيقي فيلم بايد در خدمت تصاوير لحظه لحظه فيلم باشد ولي چگونه ممكن است يك يا چند ترانه آريان اين نقش را بازي كند؟ البته شايد بتوان با وارياسيونهاي مختلفي كه روي تم اصلي ترانه تيتراژ انجام ميشود، موسيقي را در سراسر فيلم شنيد، ولي به نظرم يك جزء نامتناسبي براي فيلم به شمار خواهد آمد.
توقع ما اين بود كه علاوه بر يك روزنامه كه روي شناخت از ما همواره فعاليتهاي آريان را زير نظر دارد، روزنامههاي وزين ديگر كه منادي خوبانديشي از پيام موسيقي است، از آريان حمايت كنند. گويا برخي از روزنامههاي كثيرالانتشاري كه خود را صاحب انديشه نوين معرفي ميكنند، زياد اشتياقي به انعكاس اخبار فرهنگي شركت ترانه، فعالترين شركت توليد موسيقي در ايران ندارند! جالب و تلخ است كه روزنامههاي خارجي با ما در حال تماس هستندو ما به ايران فكر ميكنيم ولي از روزنامههاي داخلي روزنامهنگاري زنگ نزد كه احوالي از ما بپرسد.
آيا گروه آريان روابط عمومي دارد؟
* علي پهلوان: البته ما روابط عمومي داريم. و حتي يك سري كارهايي كرديم كه بدون روابط عمومي هم طبيعتاً انتظار ميرفت قابل توجه باشد. ماجرا از اين قرار است كه فرداي روز زلزله بم ما در برلين كنسرت داشتيم. سادهترين راه حل كنسرت عدم اجراي آن بود. ولي ما شوكه شده بوديم، نميدانستيم چه تصميمي درست است. تمامي فاجعه را از تلويزيون ديديم. با خود گفتيم اگر به ايران برگرديم كاري جز كنسرت دادن براي بم نخواهيم داشت.
تخريب ميراث فرهنگي ارگ بم از طرفي و فاجعه تلخ انساني از سوي ديگر ما را بر آن داشت كنسرت را در حمايت از بم اجرا كنيم و همه درآمد آن را به بم اختصاص دهيم. حتي علاوه بر اين صندوقي هم براي كمك به مردم بم در سالن كنسرت لحاظ كرديم. اين برنامه بازتاب زيادي در رسانههاي آلمان داشت. شبكه «دويچه وله» ، «زد اي اف» و «اي آر دي» اولين خبر و پر بينندهترين رويدادشان بم بود و دومين خبرشان كنسرت آريان در حمايت از زلزله زدگان بم!
* رجب پور: جالب اينجاست، آلمانيها فكر كرده بودند كه ما در راستاي زلزله بم به آلمان رفتهايم و حتي همان زمان از مركز موسيقي ايران با ما تماس گرفتند و گفتند يك دسته هنرمند براي كمك به زلزله زدگان به آلمان ميآيند و ما همانجا دوباره آمادگي خود را براي هرگونه كنسرتي اعلام كرديم. متاسفانه در بازگشت از آلمان با بيخبري در ايران مواجه شديم و بعدها هم به كرمان رفتيم و كنسرت داديم. ولي كدام نشريه اين مطلب را درج كرده است. كدام روزنامهنگار ميتواند ادعا كند اين مطلب را مطلع بوده است؟ البته روي تلكسهاي خبري آمده ولي به اطلاع عموم نرسيده است.
* پهلوان: حتي براي حمايت از بيماران صرعي با همكاري انجمن صرع ايران كنسرتي را رايگان برگزار كرديم. كساني كه دعوت شدند همگي با بليت «همت عالي» به اين بيماران ياري رساندند. رقم چشمگيري جمع شد. تعداد قابل توجهي خبرنگار در آن جا جمع بودند ولي در هيچ روزنامهاي خبر آن منعكس نشد!
اين در شرايطي است كه رسانههاي خارجي فعاليتهاي آريان را به زبانهاي مختلف گزارش كردهاند.
حتي از خبرگزاري BBC مستنداتي داريم كه گروه آريان را «انقلابيان پاپ موسيقي ايران» ناميده است. از همه جالبتر كتاب فرهنگ جامع يا دايرة المعارف جهاني كه هر سال چاپ ميشود به نام How is How كه افراد مطرح را معرفي ميكند، نام آريان را به چاپ رسانده است.
درست است كه بهترين آثار ما همان كارهاي اول آريان است ولي مشكلاتي كه گروه آريان دارد در دنيا بينظير است. يك گروه موسيقي خارجي خيلي ساده و كلاسيك ميتواند مراحل مقدماتي برگزاري كنسرت را پشت سر بگذارد ولي ما هنوز براي موسيقي در ايران مشكل عرفي داريم و هنوز موسيقي براي خيلي از افراد كه براي ما محترم هستند نامتعارف است.
كنسرتهاي خارجي داراي بروشوري هستند كه ساعت، روز و مكان كنسرت را 6 ماه قبل از برنامه اعلام كرده و به اطلاع عموم ميرسانند. ما در ايران دو روز مانده به كنسرت، لغو كنسرت داشتهايم. حتي 5 ساعت قبل از كنسرت تازه اجازه تبليغ كنسرت به ما ميدهند! براي گروه آريان پيش آمده كه روي سن رفتيم و در حال اجرا، كنسرت لغو شده است!! يك تهيه كننده و حامي مالي چقدر ميتواند ريسكپذير باشد؟ آيا كسي با 200 ميليون تومان ضرر براي لغو يك كنسرت ميتواند دوباره از يك گروه موسيقي در ايران حمايت كند؟ اين باعث شده است كه روندي كه بايد 6 ماه طول بكشد، تبديل به يك جريان بغرنج سه ساله بشود. كار آهنگسازي حسي است و استرس آفت اين احساس است. نميتوانيم توقع داشته باشيم كه يك گروه هنري در يك زمان و دوره بخصوصي، توليد داشته باشد. و مضاف بر اين، چگونه ميتوان مشكلات روحي اجراي كنسرت و لغو مجوزها را ناديده گرفت. گل آهنگهاي آريان متعلق به آن زمان است كه آريان كار حرفهاي نميكرده است. الان داريم با چنگ و دندان آهنگ ميسازيم.
و البته گواهي انجمن موسيقيدانان آمريكا گرفتهايم به عنوان هنرمندان چيره دست بينالمللي كه جزو افتخارات ايراني است.
* طباطبايي: من فكر ميكنم اگر اين تاييدات خارجي كمي هم از داخل باشد باعث دلگرمي ما خواهد شد. هنر در وهله اول داراي پيام است و سرگرمي يك مفهوم كلي است كه به نظر من هنر موسيقي علاوه بر آن بايد پيام هم داشته باشد. اين تلفيق سرگرمي و پيام بايد به گونهاي باشد كه شنونده 8 تا 80 سال را در بر بگيرد و گروه آريان به اين ميانديشد. يك هنرمند بايد استعداد اين را داشته باشد كه پيغام خود را به گونهاي منتقل كند كه شنونده صرفاً سرگرم نشود. غير از اين به هر سو ميل كند، چيزي از پيش نميبرد.
ترانهاي كه ورد زبان شنونده ميشود اگر حاوي پيام نباشد، به انسانها و وجدان هنرمند خيانت كرده است. به نظر ميرسد كه تلفيق بين سرگرمي و پيام هنري اگر وجود نداشته باشد، كاري موفق ايجاد نميشود.
پهلوان: ما براي پيام رساني و ارسال مفاهيم شادي بخش فعاليتهاي متنوع ديگري هم ميتوانيم داشته باشيم. چاپ تيشرت، تقديم و كتاب حداقل كارهايي است كه ميتوان كرد و البته روشهاي متنوع و متينتر ديگري نيز وجود دارد، حتي ميتوان از پشت صحنه كار، كتابي را تدوين كنيم و به چاپ برسانيم. ما به همه اين فعاليتها توجه كردهايم و در فكر عملي كردن آن هستيم ولي دچار مشكلاتي هستيم كه در خم كوچه اول ماندهايم.
نظر شما به عنوان آهنگساز درباره سبك آريان چيست؟
* نينف: سبك آهنگسازي آثار ترانههاي آريان بايد قالب خود را حفظ كند. بايد هويت آريان حفظ شود. علاوه بر اين بايد همواره با علم روز موسيقي و با پيشرفت اين هنر هماهنگ باشيم و نيز به سير موسيقي جهان هم نگاه كنيم ايجاد تعادل بين اين 3 مورد بسيار سخت و البته سرنوشت ساز است. طرفداران قبلي منتظر نوآوري هستند ولي بايد آن سبك موفق ابتدا را حتماً حفظ كنيم و براي اين موارد حركت كنيم.
چرا آريان تاكنون با فيلم سينمايي خاصي همكاري نكرده است؟
* نينف: ساخت موسيقي متن فيلم بر خلاف روند كار گروه آريان است. موسيقي فيلم بايد در خدمت تصاوير لحظه لحظه فيلم باشد ولي چگونه ممكن است يك يا چند ترانه آريان اين نقش را بازي كند؟ البته شايد بتوان با وارياسيونهاي مختلفي كه روي تم اصلي ترانه تيتراژ انجام ميشود، موسيقي را در سراسر فيلم شنيد، ولي به نظرم يك جزء نامتناسبي براي فيلم به شمار خواهد آمد.
دست نوازش افکنده است

