ادامه مطلب
ادامه مطلب

با اين همه او با طبع ظريفي كه داشت اگر به سراغ اجتماع نميرفت، اجتماع به سراغ او ميرفت. سعيد نفيسي در «اول مصيبت» نوشته است: «بالاخره فشار ناملايمات ما را به ميدان هياهو دعوت كرد و از گوشه خموشي زندگي خصوصي به صحنه زندگي عمومي كشيد. وضعيت مملكت به قدري بد شده است كه شخص هر قدر هم در اخلاق خمول و محجوب باشد، باز نميتواند در قبال فشارهاي مالايطاق (نفسگير) وضعيات، ساكت باشد.»
ادامه مطلب

اميدوارم اين متن پيش رو را در حكم نقد اين فيلم ندانيد چرا كه نه مفاهيم ارزنده فيلم در اين متن گنجانده ميشـــود و نه توانايي اين كار در قلم نگارنده است. نگارنده شما را به ديدن اين فيــلم دعوت ميكند، چون؛ «اي كساني كه ايمان داريد، از هرگونه سوءظني اجتناب كنيد، كه حتي كوچكترين سوءظن گناه است. جاسوسي يكديگر را نكنيد، پشت سر يكديگر بدگويي نكنيد، اين به زشتي خوردن گوشت مرده برادرتان است، شما مسلماً از اين كار نفرت داريد. خدا را در نظر داشته باشيد. خدا آمرزنده است، مهربانترين.»
ادامه مطلب
«بابا، مامان، من با تو خيلي فرق دارم. خدايي كه تو و كساني كه مثل تو ميانديشند و ميسازند، خدايي است كه مسئوليتهاي تو را، اراده تو را، و همه وظيفههاي انساني تو را در اين دنيا و در جامعه و در برابر مردم تكفل ميكند. و تو با چاپلوسي و نذر و نياز به آن خدا، خودت را از عواقب هر جرمي و جنايتي معاف ميبيني! درست مثل زندگي اجتماعيات است كه هر وقت كارت گير ميكند، حقه بازي ميكني. يك قانون مالياتي وضع ميشود، يك حكم قضايي و حقوقي از دادگستري برايت ميآيد، اين را ميبيني، آنرا ميپزي، تملق ميگويي، تلفن ميكني، رشوه ميدهي، پول و پارتي فراهم ميكني، واسطه ميتراشي!
«در دينت هم همين كارها را ميكني»!...
هيچ قانوني تو را از پليدي و جنايت و حقكشي و مال مردمخوري و خيانت و قانونشكني باز نميدارد. همچنين با توسل و شفاعت و جلب محبت و نظر يكي از مقربان و حاشيهنشينان سلطان كائنات دينت هم! تو را در دنيا از خطا و گناهي كه خودت هم به آن معتقدي و ميداني كه دينت هم تو را از آنها برحذر ميكند باز نميدارد.»
ادامه مطلب
يكي مي گويد يك يا حسين تا مير حسين، يكي مي گويد يا ابوالفضل تا احمدي نژاد، ديگري دولت سايه را مي گويد ومهندس بازرگان را يادمان مي آورد و آن ديگر كف مي كند وديگران كف مي زنند.
اما ايران ،بستر اقيانوس اين امواج است.موج كف آلود همه انتخابات مي گذرد وايران درخشان مي ماند.
گفتگوي من را پذيرا باشيد:
ادامه مطلب


